سيد علي اكبر قرشي
626
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
باب الصاد صبب : صبّ : ريختن و ريخته شدن لازم و متعدى هر دو آمده است : « صبّ الماء و نحوه : سبكه و انسبك » شش مورد از آن در « نهج » آمده است . دربارهء محبت خويش فرموده : « و لو صببت الدنيا بجماتّها على المنافق على ان يحبّنى ما احبَّنى » حكمت 45 ، اگر همهء دنيا را پيش منافق بريزم كه مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت ، تفصيل آن در « خشم - خيشوم » گذشت . « صبابة » باقى ماندهء آب و شير در ظرف بعد از خوردن آن . در مقام موعظه فرموده : « الا و انّ الدنيا قد ولَّت حذّاء فلم يبق منها الّا صبابة كصبابة الاناء اصطبَّها صابُّها ، الآ و انّ الاخره قد اقبلت » خ 42 84 ، اصطباب و تصابّ : خوردن بقيهء آب و ته مانده كاسه . يعنى بدانيد دنيا به شدت پشت كرده و نمانده از آن مگر ته ماندهاى مانند ته ماندهء ظرف كه ترك كرده است آن را ترك كننده شارحان نهج آن را « ابقاها مبقيها او تركها تاركها » گفتهاند . انصباب : استقرار و آن نوعى ريخته شدن است چنان كه فرموده : « فمن اخذ بالتقوى . . . اسهلت له الصعاب بعد انصبابها » خ 198 313 ، هر كس تقوى پيشه كند ، مشكلات بر او بعد از استقرار آسان مىشود ، شارحان نهج آن را اتعاب و رنج دادن گفتهاند . صبح : در اقرب الموارد صباح را اوّل روز و صبح را فجر يا اوّل روز گفته است « اصباح » نيز به معنى صبح است « مصباح » : چراغ « اصبح » از افعال مقاربه است به معنى صار « گرديد » از اين ماده موارد زيادى با صيغههاى مختلف در « نهج » آمده است اينك شواهدى نقل مىشود .